ميرزا شمس بخارايى

264

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

ولايت مرتبت خاقان را بودى » . زين الاخبار گرديزى / 563 . از فحواى نگاشته‌هاى جغرافيدانان چنين بر مىآيد كه آنان فضاى محصور ميان كوههاى تيان‌شان و كوئن لن و صحراى پامير يعنى حوضهء رود تاريم و شعب آن مثل ختن دريا ، يارقند دريا ، كاشغر دريا و آق سو دريا و آق سو - تركستان چين - را كاشغر و ختن ناميده‌اند . تاريخ ورود اسلام به كاشغر به درستى معلوم نيست ، امّا لشكريان قتيبه از سمت شمال تا شاش و از جنوب شرقى تا كاشغر كه در آن زمان جزو امپراتورى چين بوده ، رسيده‌اند . تركستان نامه ، ج 1 / 412 . تركان قراخانى كه پس از تركان اويغورى در جنوب غربى و مغرب كاشغر و منطقه ايلى و ايسى گل توطّن گزيدند با پذيرفتن دين اسلام ، اوضاع آن سرزمين را از نگاه سياسى و فرهنگى سخت تغيير دادند ؛ مسلمان شدن اجبارى مردم آن سامان به وسيلهء قراخانيان سبب شد تا فرهنگ تركان رواج يابد ، تا جايى كه از فرهنگ گذشتهء ايرانى در اين بخش از آسياى مركزى چيزى بر جاى نماند . اهميت قراخانيان نيز در آن است كه ادبيات تركى اسلامى در پاره‌اى از قلمرو شرقى آنان بويژه در شهر كاشغر پديدار شد . امپراتورى صحرانوردان / 250 ؛ عصر زرين فرهنگ ايران / 238 . رابطهء قراخانيان با محمود غزنوى در ابتدا دوستانه بود امّا با يورش ايلك نصر ( 1006 م ) در بلخ و نشابور اين دوستى به هم خورد و در نبردى ( 1048 م ) كه در چرخيان ميان دو طرف رخ داد ، به سود سپاهيان محمود پايان پذيرفت . عبد الحى گرديزى دربارهء چگونگى روابط قراخانيان با غزنويان گزارش جامعى از پايان سدهء چهارم به دست مىدهد . بنا به نوشتهء او ، ناصر الدوله يوسف قدر خان بن هارون بغراخان ، پادشاه نهم قراخانيان ( د / 424 ق . ) به جهت ديدار محمود غزنوى از كاشغر به سمرقند آمد و تجديد پيمان دوستى كرد ، او مىافزايد هدايايى كه در پايان ميان آن دو سلطان ردّ و بدل شد بسيار گرانبها و فاخر بود . زين الاخبار گرديزى / 406 ؛ امپراتورى صحرانوردان 252 - 245 . پس از مرگ يوسف قدرخان ، قلمرو وى ميان دو فرزندش تقسيم شد : بلاساغون و كاشغر و ختن به ارسلان خان 1055 - 1032 م ، رسيد و سرزمين تلاس بهرهء